تبليغاتX
منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

در حفاظت از انقلابی که ثمره مبارزات انقلابیون پاک نهاد ایرانیست در طول تاریخ خونبار شیعه

در تکريم شهادت طلب بسيجي، ابراهيم عطايي، مجري عمليات

استشهادي عليه سلمان رشدي مرتد

   

 

                                               

بسمه تعالي

انا لله و انا اليه راجعون

 

به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مي رسانم مؤلف کتاب «آيات شطاني‌» که عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن، محکوم به اعدام مي باشند. از مسلمانان غيور مي خواهم تا در هر نقطه که آنان را يافتند، سريعاَ آن‌ها را اعدام نمايند تا ديگر کسي جرأت نکند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر کس که در اين راه کشته شود، شهيد است ان شاء الله. ضمناَ اگر کسي دسترسي به مؤلف کتاب دارد ولي خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد. والسلام عليکم و رحمة الله وبرکاته

روح الله الموسوي الخميني- 29 بهمن 1367/ 11 رجب 1409»

 

رسانه هاي گروهي استعماري خارجي به دروغ به مسئولين نظام جمهوري اسلامي نسبت مي دهند که اگر نويسنده کتاب آيات شيطاني توبه کند حکم اعدام درباره او لغو مي گردد.

 

امام خميني فرمودند:

اين موضوع صددرصد تکذيب مي گردد. سلمان رشدي اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامي هم خود را به کار گيرد تا او را به درک واصل گرداند.

 

حضرت امام اضافه کردند:

اگر غير مسلماني از مکان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع‌تر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آن‌چه را که در قبال اين عمل مي خواهد به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند.

 

«راستى به چه علت است که در پى اعلام حکم شرعى و اسلامى مورد اتفاق همه علماء در مورد يک مزدور بيگانه اين‌قدر جهان‌خواران بر افروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتاده‏اند؟ غير از اين نيست که سران استکبار از قدرت برخورد عملى مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه‏هاى شوم آنان به هراس افتاده‏اند و اسلام امروز مسلمانان را يک مکتب بالنده و متحرک و پر حماسه مي دانند و از اين‌که فضاى شرارت آنان محدود شده است و مزد بگيران آنان چون گذشته با اطمينان نمى‏توانند عليه مقدسات قلم فرسائى کنند مضطرب شده‏اند ... خيلى جالب و شگفت‏انگيز است که اين به ظاهر متمدنين و متفکرين وقتى يک نويسنده مزدور با نيش قلم زهرآگين خود احساسات بيش از يک ميليارد انسان مسلمان را جريحه دار مى‏کند، عده‏اى در رابطه با آن شهيد مى‏شوند، براى ايشان مهم نيست و اين فاجعه عين دموکراسى و تمدن است، اما وقتى بحث اجراى حکم و عدالت ‏به ميان مى‏آيد، نوحه رافت و انسان دوستى سر مى‌دهند. ما کينه دنياى غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همين نکته‏ها به دست مى‏آوريم. قضيه آنان قضيه دفاع از يک فرد نيست، قضيه حمايت از جريان ضداسلامى و ضدارزشى است که بنگاه‌هاى صهيونيستى و انگليس و آمريکا به راه ‏انداخته‏اند و با حماقت و عجله خود را روبه‌روى همه جهان اسلام قرار داده‏اند ... اگر غفلت کنيم اين اول ماجراست و استعمار از اين مارهاى خطرناک و قلم بدستان اجير شده در آستين فراوان دارد ... ترس من اين است که تحليل‌گران امروز، ده سال ديگر بر کرسى قضاوت بنشينند و بگويند که بايد ديد فتواى اسلامى و حکم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانين ديپلماسى بوده است ‏يا خير ...

 

(امام خميني، منشور روحانيت، چاپ دوم 1369)

مادر شهيد :

 يک روز آمد خانه و يک راست رفت زيرزمين. نگرانش شدم. دنبالش رفتم ديدم بچه ام سرش را گذاشته روي مهر، هاي هاي گريه مي کند. من هم روي همان پله نشستم و همپايش گريه کردم… بعد… ببخشيد… بعد رفت قرآن را برداشت و با ترتيل شروع به خواندن کرد. صدايش يک حزن تازه اي داشت. نيم ساعتي قرآن را خواند، بعد آمد سراغ من و سلام کرد. گفتم: «ابراهيم جان! چي شده مادر؟ نصفه جان شدم.» گفت: «يک از خدا بي خبري پيدا شده به قرآن توهين کرده، يک کتاب نوشته به اسم آيات شيطاني.» گفتم: «خدا ان‌شاءالله لعنتش کند، کي هست؟» گفت: «يک انگليسي هندي الاصل است.»

برادر شهيد (اسماعيل عطايي):

 فتواي حضرت امام که صادر شد، ديگر آرام و قرار نداشت، انگار خط سرنوشتش را پيدا کرده بود. مي گفت که من فقط يک آرزو دارم.

کاردار سفارت سوييس در تهران در مصاحبه با سي.ان.ان:

 تقاضاي ويزاي ويژه کرده بود. گفته بود که حاضر است پناهنده شود و عليه ايران حرف بزند. از طرف سازمانهاي آمريکايي هم حمايت شده بود، از جمله سازمان ديده بان حقوق بشر … [رييس يکي از گروهک هاي غيرقانوني در ايران] هم اورا تأييد كرده بود. به اين نتيجه رسيده بوديم که مشکل شخصيتي داردوقابل بهره برداري است.

ج.الف:

 اينها را ديگر من با واسطه مي گويم. گفتند که بنا بوده در جريان بازديد رشدي از يک کتابخانه او را با گلوله بزند؛ اما قبل از ورود به او مشکوک مي شوند. در حين بازرسي بدني درگير مي شود و گلوله مي خورد. جالب اينکه کوچکترين خبري منعکس نشد. انگار نه انگار که چنين واقعه اي وجود خارجي داشته است. بعدها که خبرش غير رسمي درز کرد، يک اشاره تلويحي کردند و بعدش هم هيچ.

فرازي از وصيتنامه شهيد:

 شيريني و لذات زندگي در آن است که مرد در انتظار مرگ ننشيند، بلکه به دنبال آن برود و آن را در آغوش بکشد. شيريني زندگي در آنجاست که حلاوت مرگ را دريابي و اينچنين است که قاسم بن الحسن (عليهما السلام) از مرگ تعبير «احلي من العسل» دارد. شرافت و کرامت آدمي از زندگي و مرگش رقم مي خورد و من همواره از خداي لايزال خواسته ام که چگونه زيستن و چگونه مردن هر دو را، او به من بياموزد …

عدالت يا آزادي ؟

                                             

اخيرا تعدادي از وبلاگ نويسان سياسي و مدافعان حقوق بشر! در خصوص صاحبان يکي از وبلاگ هاي هک شده توسط اين گروه، اقدام به نوشتن مطالبي نموده و ضمن ايجاد فشار به قوه قضائيه جمهوري اسلامي و طرح ادعاهاي دروغ ، ادعاي درخواست اجراي عدالت براي وي را دارند.

محتواي درخواست اجراي عدالت اين وبلاگ نويسان براي مالک و مدير وبلاگ هاي آنتي لاريجاني ، زمزمه و مديار که بعدها با نام مجتبي سميع نژاد معرفي شد ، صرفا حاوي تلاش براي آزادي بدون قيد و شرط و قبل از محاکمه وي از زندان است. در حاليکه لوگويي که اين مطالب را به هم پيوند داده  وتقش تبليغي براي آن را بازي مي کند مدعي عدالت طلبي در خصوص وي است.

 

بايد از اين دوستان پرسيد آيا شما درخواست اجراي "عدالت" در خصوص وي را داريد يا اينکه صرفا در تلاش براي ايجاد فشار مصنوعي بر قوه قضائيه ج.ا.ا براي استخلاص وي از زندان و فرار از مجازات و محکوميت هستيد ؟ چون ، درخواست "عدالت " در حق هيچ متهمي نمي تواند به معناي درخواست آزادي فوري ، بدون قيد و شرط وبدون محاکمه وي باشد.

 

عدالت مفهومي مطلق است و معناي آن در خصوص يک متهم ، - يعني تقاضاي اجراي آن – به معناي بررسي عادلانه اتهامات پس از سير مراحل قانوني و ارائه فرصت انتخاب وکيل به وي و در اختيار گذاردن فرصت دفاع قانوني و همچنين رسيدگي به تخلفات برمبناي قانون.

اين مفهوم ، هرگز با ايجاد مصونيت کاذب و غير منطقي براي قشري خاص بنام وبلاگ نويس يا هر عنوان ديگر که آن را از برابري قانوني با مابقي اقشار جامعه جدا کرده نوعي صنف ، گروه و نژادپرستي سياسي را القاء نمايد مترادف نيست.

 

اگر دوستان اين فرد ، کماکان مدعي اجراي "عدالت "اند ، پس چگونه در صفحات وبلاگ خود کماکان صرفا مدعي درخواست آزادي فوري وبي قيد وشرط وي از زندانند ؟

 

 

تا آنجا که به اين گروه هکري مربوط بود ، مدير وبلاگهاي زمزمه ، آنتي لاريجاني و من نه منم ، - که بعدها به اين نام يعني مجتبي سميع نژاد شناخته و مدتي بعد نيز توسط قوه قضائيه دستگير شد – ناشرمحتواي ضد دين و اخلاقي اجتماعي ، توهين عليه اسلام ، انقلاب اسلامي ، مفاهيم انقلاب اسلامي ، ارزشهاي اسلامي و شخصيت ها و هويت اسلامي  و ... بوده است و علت هدفگيري وبلاگ وي از سوي شوراي عمومي و ابلاغ آن به تيم فني و اجراي عمليات لازم در خصوص آن نيز دقيقا همين موضوع ، يعني محتواي پست ، زشت ، بي ارزش و ضد اخلاق و فرهنگ رسانه اي آن بود.

 

از نظر قانون و مجري عدالت ، انتشار اين نوع از محتوا ، نه تنها مجاز نبوده ، بلکه موجب ضمان قانوني نيز هست. در ساده ترين وضعيت ، اگر در يک سيستم خبر رساني سهوا خبري در مورد شخصيتي حقيقي يا حقوقي درج گردد که آن هويت حقيقي يا حقوقي آن را تکذيب نموده يا کذب آن بعدا آشکار گردد ، مجموعه و يا سرويس خبري مذکور ، قانونا مسئول درج تکذيبه خبر فوق در رسانه و ارگان خبري خود خواهد بود. حال اگر محتواي منتشره موجب ضرر وزياني به هويت موضوع خبر خود شود ، جبران آن نيز علاوه بر تکذيب خبر، بر عهده مرتکب دروغ پراکني خواهد بود. حتي در عمده موارد اگر محتواي منتشره متضمن توهين و تخريب شخصيت افراد حقيقي و حقوقي باشد ، مديران آن مجموعه ضمن ضرورت کسب رضايت هويت شاکي ، در صورت طرح مطالب و محتويات خلاف عفت و اخلاق عمومي و قوانين جاري ، يا ايراد اتهاماتي عليه آن هويت که آسيبي را متوجه کل جامعه نمايد ، علاوه بر آنکه از منظر قانون مجبور به جبران و محکوم به ضمان هستند ، حتي در صورت امکان جبران مافات ، در صورت اثبات عنصر معنوي جرم يعني قصد سوء ، به مجازات مقرر قانوني محکوم مي گردند.

 

      حال ، اگر به صراحت و دقت ، و با ملحوظ نمودن "عدالت"مورد درخواست چند وبلاگ نويس حامي مدير صفحات زمزمه ، آنتي لاريجاني و مديار ، به محتواي منتشره توسط وي نظر کنيم ، با چه نوعي از محتوا مواجه مي شويم ؟

 

            وبلاگ زمزمه ، 26 اکتبر سال 2004 :

            ... ]حذف شد [ خطاب به ... ]حذف شد [

            تو به من خنديدي

            و نمي دانستي

            من به چه دلهره اي ...

            نوشته شده توسط وريا ، ساعت 2:33

 

دوستان و همفکران سميع نژاد احتمالا با اين ادبيات شبه نو آشنا هستند و مي تواند نقاط حذف شده را بياد اورند.

از منظر يک انسان عادل ، فرايندي ملي ، درجهت دستيابي به فناوري صلح آميز هسته اي و توليد سوخت ملي هسته اي ، آيا مستحق چنين جوسازي زشت و بي شرمانه اي است که ضمن دامن زدن به ادعاهاي کثيف صهيونيزم بين الملل و آمريکا ، توهين به ساحت رهبر کشور ج.ا.ا نيز را چاشني تخريب رئيس جمهور ايران نمايد ؟

اگر در آرشيو صفحات وب متعدد تاسيس شده توسط وي ، صرفا همين يک قطعه شعر ناقص ، نامتجانس ، بي وزن و هويت و ارزش از دسته شعر نو درج شده بود ، اجراي "عدالت" در خصوص وي چه نوع برخوردي با وي را طلب مي کرد ؟

 

            وبلاگ زمزمه ، 29 اکتبر 2004 ، جمعه :

            توي قرعه کشي بانک ، کي ، چي برنده ميشه !

            ... ]يک نام ، حذف شد. [

            يک دستگاه توالت....

            نوشته شده توسط وريا ، 2:43

 

 

بد نيست تا براي اولين بار ، نگاهي به قوانين و مقررات مربوط به تعزيرات حکومتي و قانون مجازات اسلامي کشور جمهوري اسلامي ايران بياندازيد.

 

      از نظردوستان "عدالتخواه !" آقاي سميع نژاد مدير وبلاگ زمزمه ، نظر قانون و عدالت ، در خصوص توهين به مراجع مسلم تقليد چيست ؟ نظر قانون در خصوص توهين با رئيس قوه مجريه ( رئيس جمهور ) کشور چيست ؟ نظر قوانين و مقررات قضايي در خصوص توهين به جانبازان و ايثارگران چيست ؟ نظر قانون در خصوص توهين به دبير شوراي نگهبان قانون اساسي چيست ؟ حکم قوانين و مقررات قضايي ج.ا.ا در خصوص توهين به رهبر کشور جمهوري اسلامي ايران چيست ؟ نظر "عدالت دستگاه قضايي " در خصوص توهين به مردمي که وي آنها را هميشه در صحنه و شهيد پرور معرفي کرده است چيست ؟آيا توهين کردن، همان حق اظهار عقيده است؟

 

اگر در کل صفحات زمزمه ، آنتي لاريجاني و مديار ، صرفا همين يک بخش وجود داشت ، اجراي عدالت در خصوص وي ، چه چيزي را مي طلبيد ؟

 

حال يک سئوال : اگر افراد و هويت هايي که در جاي جاي صفحات منتشره توسط ايشان مورد فحاشي ، توهين ، تخريب و دروغگويي قرار گرفته اند ، نه مرجع تقليد ، نه مجتهد ، نه روحاني ، نه استاد دانشگاه ، نه مسئول کشوري و نه داراي هيچ نوع هويت برجسته ديگر مانند جانباز و ... بودند ، مي شد چنين توهين هايي را به آنها روا داشت ؟ حالا که اين هويت ها براي آنها وجود دارد چه ؟ مي توان آنها را مورد چنين توهين هايي قرار داد ؟ يا اينکه هرکه در اين بزم مقرب تر است ، جام بلا بيشترش مي دهند ؟ اگر کسي روحاني ، مرجع تقليد ، مجتهد ، جانباز ، خانواده شهيد و يا ايثارگر ، رزمنده ، مسئول مملکتي ، استاد دانشگاه يا واجدهر وضعيت برجسته ديگري داشته باشد از نظر مسئول نوشتن اين کلمات ، مجرم تر و مستحق تر براي توهين و فحاشي است ؟

 

اگر مدير وبلاگ زمزمه ، جرم اين افراد را در مسئوليت داشتن يا سعي در اجراي قانون و شرع يا مخالفت با آمريکا و يا فساد دانسته و نمي تواند در مقابل آنها به چيزي جز فحاشي ، شعر نو و دروغ سازي وتخريب دست بزند ، دوستان و هم قطاران وي ، که از رئيس دستگاه قضايي و حاکم نيابتي شرع ، در خصوص وي انتظار اجراي "عدالت" را دارند ، بر اساس قانون واکنش وي و قانون که بايستي مطابق درخواست خود ايشان ، مبتني بر "عدالت " باشد را چه مي دانند ؟

جالب آن است که مدير اين وبلاگ ها ، حتي از مادران ، پدران و فرزندان شهداء يعني خانواده شهيد و همچنين ملتي که آنها را هميشه در صحنه و شهيد پرور معرفي نموده و مي داند نيز نگذشته ، آنها را نيز مخاطب الفاظ مودبانه ! و عدالت پرور ! خود قرارداده است !

از منظر دوستان و همقطاران و حاميان مجتبي ، "عدالت" براي مجتبي چه حکمي را در نظر خواهد گرفت ؟

 

***

عدالت ، مفهومي مطلق ، و نه نسبي ، دارد .

عدالت با طلب شدن از سوي افراد مختلف ، معاني مختلف پيدا نمي کند. عدالت بر مبناي عدل اجراء مي شود و عدل ، با حق سنيجيده مي شود و حق نيز با خداست. طلب اجراي عدالت در حق مظلوم ترين انسانهاي عالم بايد کرد که در عراق ، افغانستان ، فلسطين و کشورهاي قبل از آن و بعد از آن ، تحت شکنجه دوستان آقاي مديار بوده ، هستند و خواهند بود و خانه هاي ويران آنها هنوز رد خون تازه آنها را آنهنگام که تانکهاي رزمي و تجهيزات زرهي اسرائيليان و آمريکا صفتان از روي خانه هاي آنها عيور مي کردند را درخود دارد و فرزندانشان به همان اتهامي که آقاي سميع نژاد متوجه آنان کرده ، يعني تروريزم ، در گوانتانامو و ابوغريب با خون خود ، به زندانبانان آمريکايي و اسرائيلي حساب پس مي دهند !

 

براستي ، اگر عدالت ، نظري موافق با نظر شما "عدالتخواهان" نداشته باشد ، آيا لا اقل انسانيت ، نظر شما را بر مي تابد ؟ يا آنکه نظر شما را برخواهد تافت ، نفس ، غرور ، تکبر ، نخوت وخود پرستي و خود خواهي و خود پسندي آسمانگير شما است؟

 

***

 

قطعا ، اگر دوستان آقاي مديار ، کماکان مدعي درخواست اجراي عدالت از نوع اسلامي در حق وي هستند و او را ذي حق و بي گناه مي دانند و قائلند که هيچ مدرکي دال بر مجرميت همچنين انتشار محتواي مجرمانه توسط وي وجود ندارد و يا دستگاه قضايي اعلام نمايد ، روابط عمومي گروه هکري حديد از سوي شوراي عمومي مجاز است تا کليه مدارک مجرميت و آرشيو هاي وبلاگ هاي وي را در صورتيکه جزو مدارک موجود در دستگاه قضايي نمي باشد و يا دستگاه قضايي درخواست نمايد ، با مسئوليت دوستان آقاي سميع نژاد در همين صفحه منتشر نمايد و محتواي سخيف و بي ارزش وبلاگهاي وي – که تاکنون در هيچ وبلاگ و يا سايتي ارتباط خود با آنها راانکار ننموده و اتفاقا تنها جرم خويش را انتشار انها مي داند ! بشکل تفکيک و دسته بندي شده ، منتشر نموده و زمينه را براي اجراي بهتر عدالت در خصوص وي که در اين صفحات مکررا اقدام به توهين به اسلام ، اهلبيت عصمت و طهارت ، توهين به کتاب شريف نهج البلاغه امير مومنان علي عليه السلام ، توهين به حضرت امام خميني (قدس سره الشريف ) و حکم نوراني ايشان در خصوص سلمان رشدي مرتد ، توهين به رهبر کشور جمهوري اسلامي ايران مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي ، توهين به روساي محترم قواي سه گانه در ج.ا.ا ، توهين به مسئولان مملکتي و کشوري و لشکري ، ترويج عقايد کمونيستي و انحرافي وضد اسلام و منحرف کننده نسل جوان و نوجوان ، توهين به خانوده هاي معظم شاهد و ايثارگر ، توهين به نهادهاي مقدس و انقلابي همچون کميته امداد حضرت امام خميني (ره) ، توهين به ملت مظلوم و ستمديده عراق ، افغانستان ، فلسطين و تعقيب ، پيگيري و امتداد خط تبليغاتي صهيونزم عليه آنان با نسبت دادن لفظ تروريست به آنان ، طرح اتهامات کثيف و تبليغ عليه مسئولان مملکتي دخليل در پروژه هاي صلح آميز انرژي سته اي در کشور وتکرار تبليغات و ادعاهاي صهيونيزم بين الملل و آمريکاي جنايت کار در خصوص ايران در اين زمينه و ...  نموده است را فراهم آوريم و از آنجا که مدير اين وبلاگها که اين مدارک نيز در آنها درج و ثبت شده بود تاکنون در هيچ وضعيتي ارتباط ميان خود و آنها را انکار ننموده و همانطور که ذکر شد بنظر "تنها" جرم خود را انتشار آنها مي داند ما نيز درخواست اجراي "عدالت" در حق وي مطابق با قوانين و مقررات کشور و حکم شرع و قانون را داريم .

 

اميد آنکه ، وي به سزاي عادلانه اعمال خود برسد .

 

 

و من الله التوفيق

روابط عمومي گروه هکري حديد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1384ساعت   توسط آرش   |