تبليغاتX
منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

در حفاظت از انقلابی که ثمره مبارزات انقلابیون پاک نهاد ایرانیست در طول تاریخ خونبار شیعه

به نام خدا

متن زیر چون بسیار زیبا و سندی زرین در تاریخ دفاع مقدس ماست با اجازه وبلاگ شهدا در اینجا هم می آورم

اين يک سند تاريخی است...

سلام

متن زير رو به دقت بخونيد و مردونه در رابطه با اون فکر کنيد:

آنچه می خوانيدمتن پيام سردار قربانی فرمانده وقت لشگر ۲۵ کربلا است که در آستانه عمليات والفجر ۱۰ خطاب به مردم قهرمان مازندران ارسال شد:

در سرتاسر سنت معصوم خون اين سيلاب شاهد است که همه ذهنيت های عافيت طلبانه را لايروبی کرده است.آرمان ها اعتقادات و بينش ها از زمان حضرت امير تا فرزند امام حسن عسگری يکی بود.دوازده شيوه و يک آرمان خلاصه ترين تعريف برای ۲۵۰ سال حيات آن ايده است و هر کس مقدس تر و محتاطتر از فرزند زهرا (س) شود حقه باز است و نقشه در سر دارد و دنبال نامی يا نانی است.اين خشک مقدس ها با اين مغزهای دو گرمی و سينه های تنگی که گنجايش آرمان های مترقی الهی را ندارد فکر نکنند که می توان آروغ زد و با فرار از جنگ و گوشه نشينی بخشنامه صادر کرد.گذشت آن روزی که چشم در چشم سيد الشهدا می ايستادند و تسبيح می چرخاندند و پنج ساعت دليل شرعی و عقلی می آوردند که آقا مسلمان کشی راه نيندازيد شرعا اشکال دارد.مگر فراموش کردند ناله هايی زنان و خواهران اين مملکت را که در خرمشهر و بستان و ديگر شهر ها مورد تجاوز بی شرمانه سگ صفتان بعثی کافر قرار گرفتند.اين ها حافظه انقلاب را خيلی دست کم گرفتند.شيعه ولايتی راستين از وقتی که بر دستان حسين بن علی بوسه زد و شمشير به امانت گرفت می دانست که نمی تواند جاز بزند و در ضمن مذهبی هم بماند.فقط می تواند خود را بفريبد.آن ولايتی هايی که هميشه فس فس می کنند تا عصر عاشورا به کربلا برسند و فقط وقتی وارد معرکه می شوند که کار از کار گذشته و جنازه ها لگد کوب است و گوشواره از گوش دختر بچه های حرم می کنند تازيانه به صورت سکينه می زنند و زنجير به گردن علی بن الحسين انداخته اند و وقتی هم که خود آقا تشريف بياورند می گويند از کجا که شما خود آقا هستی؟امام زمان که نبايد اهل خونريزی باشد و آنگاه اين شمشير انتقام ولايت است که روی شاهرگشان می درخشد و نهری از خون آدم های بی دين راه می اندازد.در هر صورت يا عافيت يا عاشورا يکی را بايد ترجيح داد.انقلاب هوادار تمام وقت می خواهد که در صورت لزوم خود را به پتو بپيچد و در روی مين غلت بزند يا مثل کسی که برای لو نرفتن عمليات خود را روی مين منور با ۲۵۰۰ درجه حرارت بيندازد يا حسين گويد و جزغاله شود.فقط قيافه مذهبی کافی نيست.جوانی که نمازش را می خواند و در تمام اين هفت سال که انقلاب زير آتش و دود مقاومت می کند و بين ضعفا پشت جبهه مانده و اخبار جنگ را از راديو گوش می کند فکر نکند که در ثواب مجاهخدين شريک است.گذشت آن زمانی که در رختخواب می خوابيدند و در ثواب مجاهدين شريک بودند.نمی شود در بازار به ياد رزمندگان اسلام صلوات فرستاد اما معنی سياه شدن انگشتان را در سرمای پايگاه های قلل کردستان نفهميد.اگر قيافه به ظاهر مذهبی بگيری و راست راست از حوزه تا دانشگاه و از بازار تا اداره يا محل کار راه بروی و فرياد جنگ جنگ تا پيروزی سر دهی اما تشنگی و درد در راه خدا را تجربه نکنی و در محاصره دشمن نيفتی و جنازه برادرت را چند ساعت به دوش نگيری مذهبی نيستی.صداقت در سينه ای نهفته است که با ترکش در هم می باشد.شما بچه مسلمان ها که تقيد مذهبی داريد حق هيچ گونه توجيهی را نداريد.نمی توانيد دور از خطر زندگيتان را بکنيد و احساس تکليف از شما سلب آآرامش نکند.نکند خدای ناکرده دانشگاه سنگر باشد دبيرستان سنگر باشد اداره سنگر باشد اما فقط جبهه سنگر نباشد.برادران دنبال دنيا نباشد.انقلاب به شما نياز دارد.وقت برای زندگی کردن هست اما اين موقعيت از زندگی کمياب تر و قيمتی تر است.خدا را خوش نمی آيد بنجل استعداد های به درد نخور و ته مانده اجتماعاتمان را به انقلاب بدهيم.انقلاب که گدا نيست.غربال خداوند است که در دست سرنوشت به پس و پيش می رود و نيروهای صادق را از رياکاران متظاهر جدا می کند.پشت جبهه فقط جای ناتوانان است.اگر با ترفند های خودباورانه تنپروری را به خود بقبولانيم و کار خود را توجيه کنيم مورد لعن و نفرين قرار خواهيم گرفت.تحت حمايت و شجاعت و دليرمردی فرزندان شما بود که بر بالای گلدسته مسجد فاو پرچم اسلام را به اهتزاز در آورديم.با دعاهای خالصانه شما و روی آوردن به جبهه ها ضربه نهايی را بر پيکر پوسيده صدام زده و پرچم پر افتخار اسلام را بر گلدسته های حرم حسين ابن علی به اهتزاز در آوريم و به امامت امام امت نماز رادر حرم اباعبدلله الحسين به پا داريم ان شاءالله

نوشته شده توسط زهیر از وبلاگ شهدا

--------------------------------------------------------------------------------------------------

متن زیر را هم از وبلاگ http://drabbasy.persianblog.com/  طرفدران دکتر عباسی برداشت کردم اینهم حرف دل اکثر مردم است

با سلام  صحت خبر زير با سايت عارف نيوز است

حسن عباسي رييس مركز بررسي هاي دكترينال امنيت بدون مرز در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود به دعوت بسيج دانشجويي اين دانشگاه گفت: « چندي پيش زمان شروع اجلاس خبرگان ، هنگام برگشت از يك برنامه از مشهد در پايين پله هاي هواپيما در فردوگاه تهران ديدم يك بنز تشريفاتي چند صد ميليوني توماني ايستاده و يك نفر را هفت هشت نفر محافظ پايين مي آورند آن هم وسط باند فرودگاه، همان طور كه من داشتم نگاه مي كردم چند خانم خيلي سانتي مانتال نيز پشت شيشه هاي اتوبوس داشتند صحبت مي كردند و مي گفتند اين كيه، يكي از آنها گفت اين مشكينيه آن يكي گفت نه مشكيني نيست جنتي است و يكي ديگر از آنها گفت جنتي نيست فلاني است تا آن كه يك آقايي كه نزديك اين خانمها بود براي اينكه قضيه را تمام كند گفت اين رييس امام رضا (ع) است.»!

به گزارش سايت"عارف نيوز"عباسي تصريح كرد: « اگر قرار است در حكومت ديني دست ما جلوي ديگران دراز نباشد و محتاج به بيگانه نباشيم چه معنا دارد يك آيت الله توليت امام شيعه را داشته باشد و بنز چند صد ميليوني بيايد استقبالش كه در سي ثانيه اي كه اين آدم از پله هاي هواپيما پايين مي آيد همه اسلام، نظام، امام رضا(ع) و روحانيت زير سؤال بروند بعد طرف بگويد «ما دو ماه پيش راي داديم به يك آدمي كه ماشين پژويش را نزديك ميدان نارمك نشان داده بودند و دو ميليون تومان مي ارزيد، ما با راي خودمان رييس جمهور انتخاب كرديم كه مثلا" ساده زيست باشد اما بعضي مسؤولان اين كشور مثل اينكه در مسير راي و اين حرف ها نمي آيند و با راي نمي شود عوضشان كرد» لذا كينه نسبت به دين، امام رضا (ع) و روحانيت پيدا مي كنند.»

وي تاكيد كرد:« اگر قرار است عزت و حكمت و مصلحت موضوعيت داشته باشد بايد بزرگان نظام و مسووليني كه در خبرگان رهبري هستند از بنزها پايين بيايند.»

راستی عید فطر را هم که دیروز بود به همه دوستانم تبریک می گم

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت   توسط آرش   |