تبليغاتX
منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

در حفاظت از انقلابی که ثمره مبارزات انقلابیون پاک نهاد ایرانیست در طول تاریخ خونبار شیعه

به نام خدا

نامه قائم مقام وزیر اطلاعات دولت خاتمی در باره(دکتر) حسن عباسی

دكتر عباسي

هفته گذشته دادگاه نظامی تهران، حسن عباسی را از تمام شکایات مطروحه علیه وی تبرئه کرد.
به گزارش رجانیوز، وزارت اطلاعات، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و مدعی العموم شاکیان حسن عباسی بوده اند و لی نتوانسته اند اتهامات خود را بر علیه او اثبات کنند.

عباسی چندی پیش در گفت و گویی به شرح ماجرای دادگاهش پرداخته است:

ما هفت مرحله دادگاه داشتیم. دادگاه من به خاطر سخنرانی دانشگاه تهران بود. بخشی از اتهامات من، اقدام علیه امنیت ملی بود. در واقع جرم من این بود که «مایکل لدین»، استراتژیست ارشد جریان نئو محافظه کار آمریکا، سه روز بعد از سخنرانی من در دانشگاه تهران، مقاله ای در نقد سخنرانی نوشت و به شدت عصبانی شده بود. مایکل لدین که طراح حمله به عراق و افغاستان بود، 82 صفحه طرح حمله به ایران را به مدت سه ماه بر روی اینترنت گذاشته بود.


وزارت اطلاعات از من شکایت کرد. اصل مقاله «لدین» را هم ضمیمه کرده بود. وزارت اطلاعات شکایت کرده بود که چرا باید کسی به گونه ای حرف بزند که این قدر به آقای «لدین» بربخورد!
من به بازپرس دادگاه گفتم: شما «مایکل لدین» را می شناسی؟ گفت: نه. گفتم: «مایکل لدین» چنین شخصی است و این هم طرح حمله اش به ایران است. من در سخنرانی ام گفته ام: ما سلاح اتمی نیاز نداریم و شما 6 هزار سلاح اتمی زیر خاکتان دارید و از این حرف ها.


خود وزارت اطلاعات معتقد است 20 میلیون نسخه CD از سخنرانی من در دانشگاه تهران در بین مردم وجود دارد. مردم خوششان آمده است که این CD ها را دیده اند و روحیه ی سلحشوری در مردم به وجود آمده است. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران شکایت کرده که چرا شما«مایکل لدین» را ناراحت کرده اید. آقای نادر طالب زاده در تلویزیون برنامه داشت و درباره مایکل لدین صحبت می کرد و می گفت او آدم چنینی است. یکبار آمد پیش من و گفت شنیده ام به خاطر «مایکل لدین» از تو شکایت کرده اند. این جرم امنیت ملی من بود. بستن مرکز ما، ممنوع التصویر، ممنوع التدریس و ممنوع  ازسخنرانی کردن، به خاطر صحبت علیه مایکل لدین.


آن چیزی که در مشهد رخ داد، جرم عمومی من بود. یک بخش از آن این بود که شما نشر اکاذیب کرده اید. نشر اکاذیب هم سه بخش داشت، یعنی من سه تا چیز کذب گفته بودم.
قسمت اول این بود که گفتند شما گفته اید یک میلیارد و پانصد میلیون تومان هزینه افتتاح فرودگاه امام شده که بعدا معلوم شد و سند به دادگاه دادیم که یک میلیارد و هشت صد و نود میلیون تومان هزینه شده و ما 190 میلیون تومان تخفیف داده بودیم. این هزینه یک میلیارد و هشتصد و نود میلیون تومان را هم معاون رئیس جمهور وقت امضا کرده بود.


نکته دوم این بود که پرسیدند چرا گفته اید 400 نفر در قطار نیشابور کشته شده اند، که بعدا معلوم شد540 نفر کشته شده اند.
و مساله آخر هم مسئله دخترهای «دبی» بود که مدارک زیادی را تحویل دادگاه دادم و چندی پیش دیدم تمام سایت ها و مجله ها و یالثارات از قول سایت "عارف نیوز" مطلبی نقل کرده اند و قیمت دختر 14 تا 20 ساله را مشخص کرده اند.
حالا دیگر کسی نمی گوید که عباسی کذب می گوید. الان رئیس پلیس، وزیر اطلاعات، قوه قضائیه، نمی گویند این حرف کذب و این یک مرحله دادگاه ما بود.


مانده قسمت توهین به مسئولین،  و شکایت آنهایی که می گفتند ما در دولتمان از هیچ کس شکایت نکردیم و اهل گفت و گو هستیم. اتهام اصلی من در این پرونده سیاسی این است که گفتم چرا پاسخگو نیستید. گفتم اسلام مدنیت ندارد اسلام هجر دارد. گفتم گفت و گوی تمدن ها موضوعیت ندارد و مرکز عریض و طویل گفت و گوی تمدن ها نه تنها پاسخ ما را نداد بلکه رفتند و شکایت هم کردند.
جوان ها ببینند عاقبت بازی سیاسی این است، آن آدم ها کجا هستند؟ شیرینی و حلاوت مقام و مسولیت مثل لُنگ می ماند، وای به روزی که از آدم در میان انظار بیفتد!


اگر فکر کردید با خانه نشین کردن عباسی، تحقیقات استراتژیک عباسی زمین می ماند، قطعا همچنین چیزی نیست. اگر فکر  کردید برای پست و مقام این فریادها را زدیم، بحمدلله این مسایل از ما به دور است.
خودتان می گویید حاصل جمع آن سخنرانی در تیراژ 50 میلیون در میان مردم پخش شده است. توهین من به مسولین این است که گفته ام اگر دختران شما را هم ببرند، شما سر راحت بر زمین می گذارید؟ ما می گوئیم آقای فلانی فکر کنید که اینها دختران خود شما هستند. مقام مسئول باید فکر کند که اینها دختران و پسران خود او هستند.


من چهار بار از ماده قیاس گفته ام: فکر کنید این ها دختران شما هستند. اگر مقام مسئول در حکومت دینی فکر نکند که اینها فرزندان خودش هستند، ایستادنش در آن مقام، شانیت شرعی ندارد.
 کل جرم مساله توهین به مسئولین با توجه به ماده 609 قانون جزا، 6 ماه زندان دارد و 200 هزار تومان جریمه نقدی. اگر پارسال زندان رفته بودیم 200 تومانش را هم داده بودیم، آخر پاییز 84 زندانمان تمام شده بود. منتها آنها می خواهند قضیه را کش دهند.


جمال شفیعی، قائم مقام وزیر اطلاعات دولت وقت در تاریخ 1/9/83 نامه ای نوشت که زود با حسن عباسی برخورد کنید که دارد از روی CD های او کپی برداری می شود.
وزارت اطلاعات کارش، برآورد دادن است. باید می گفت اگر از حرف های فلانی استقبال شده حتما بین مردم خبری است. وزارت اطلاعات باید معین می کرد که چه کسی از صندوق رای بیرون خواهد آمد. جهت گیری ها باید این گونه باشد چون آنها اطلاعات دارند اما به جای این کار می گویند: زود باشید برخورد کنید. لحن سخنران ها این ور و آن ور، تند شده است!


برخورد کنید! برخورد کنید! دوست دارم بعد از انتخابات، یک نفر قیافه آقای جمال شفیعی  را ببیند. این ها درس عبرت است. کسی که سواد اطلاعاتی ندارد و می آید می شود قائم مقام وزیر، این بلا هم سرش می آید. اینها نکاتی است که بوده و ما هم پای قضیه ماندیم . اگر در حکومت اسلامی من را دار هم بزنند به حکم دستگاه قضایی حکومت دینی گردن می نهم و به طناب دار بوسه خواهم زد.

 

ناگفته های فاطمه رجبی در مصاحبه با «رجا»

شير زني به نام فاطمه رجبي

خانم فاطمه رجبي، يكي از نویسندگان و فعالين سياسي كه اخيراً در پی انتقاد از سفر خاتمي به آمريكا، ‌مورد هجمه بي سابقه بعضي سايت‌هاي زنجيره اي و همچنين بعضي روزنامه‌ها قرارگرفته است، در مصاحبه با خبرنگار رجانيوز، به تشريح علت اين تخریب ها پرداخته است.

به گزارش رجا، وي در اين مصاحبه با ذكر اين نكته كه اين حجم گسترده از تخريب‌ها، در زماني انجام شده كه وي در سفر زيارتي به خانه خدا بوده است، تأكيد كرد: «البته براي همه كساني كه با مطبوعات سروكار دارند، آشكاراست كه ماههاست ترور شخصيت و تخریب من آغاز شده ، ولي من خوشحالم كه اوج اين تخريب‌ها زماني رخ داده ‌است كه در نقد موضوع مورد مخالفت من، یعنی سفر خاتمي به آمريكا، میان مردم و متدینین اجماع نظر وجود دارد.»

وي با اشاره به موضع‌گيري‌هاي اخير خاتمي در آمريكا گفت: «سخنان خاتمي در مورد 11 سپتامبر ضربه بزرگي به اسلام و مسلمانان زد.» وی تاکید کرد: «درحالي‌كه اندیشمندان اروپايي‌ و آمريكايي‌، و حتی بیش از نیمی از مردم آمریکا، سیا و موساد را عامل اصلي و طراح حملات تروريستي 11 سپتامبر مي‌دانند، خاتمي در اقدامي تأمل‌برانگيز، این اقدام را به مسلمانان (و البته با قید خشونت‌طلب) نسبت داده است.» رجبي گفت: «بي‌شك اظهارات سخيف پاپ در مورد مسلمانان‌ و دین اسلام بازتاب طبیعی این اظهارات خاتمي است.»

خانم رجبی تاکید کرد: «من بايد از شخص ضرغامي به‌خاطر بدرقه مناسبی كه از من كرد و در روزهايي كه در ايران نبودم از بخش خبري  20:30  اخبار تخريبي در مورد من را سريال وار پخش كرد، تشكر كنم. البته من قبلاً در مورد ضرغامي مطلبی با عنوان "صدا و سیما، هواها و بهانه های ضرغامی " نوشته‌ام و اين اتفاق هم نشان داد كه انتقادات من از ضرغامي و صدا وسيما، صحیح وبجا بوده است.»

خانم رجبي، تأكيد كرد: «متأسفانه در حال حاضر بدترين و بي‌سابقه‌ترين مديريت در صدا و سيما حاكم است به طوري كه حتي با زمان رياست بعضی روسای این سازمان در اوایل انقلاب نیز قابل مقایسه نیست.»
وي افزود: «مدير فعلي صدا وسيما و برخي نزديكان وی به صف‌شدگان براي انتخابات آتي رياست جمهوري و به دنبال كسب منافع سياسي خود هستند و اصلاً بها و ارزشي براي ملت و خواست آن قائل نمي‌باشند.»

رجبي با انتقاد از حمله کم‌سابقه سرمقاله‌نويس كيهان علیه خودش و همچنين انتقادات بعدي او از سفر خاتمي گفت: «‌مثل‌آينكه انتقاد از خاتمي فقط حق سرمقاله‌نويس كيهان است و ديگران حق چنين كاري را ندارد.»

خانم رجبي در پاسخ به سوال رجا که از سابقه تخريب وی از سوي مخالفين در سالیان گذشته می پرسید، افزود: «من پيش از اين نيز 2 بار در زمان رياست جمهوري خاتمي مورد لطف او قرار گرفته بودم. بار اول كه در یک دبيرستان در تهران ، تاريخ تدريس مي‌كردم، از خاتمي انتقاد كردم و با اين انتقاد، در حالي كه 5 سال سابقه تدريس داشتم،  در میانه سال ازمدرسه اخراج شدم و بار دوم نیز مطلبي را با عنوان «سخني با حافظان شريعت‌» نوشته بودم كه مخاطب من علما و مرجعيت بودند. خاتمي با خواندن اين مطلب دستور برخورد سه وزارتخانه ارشاد، كشور و اطلاعات را با من داده بود.»

وي در پايان این گفت ‌وگو در پاسخ به سوال خبرنگار رجا،ضمن اشاره به سوابق سیاسی ومطبوعاتی خود در سی سال گذشته؛خصوصا در دهه هفتاد و پس از آن، با انتقاد از تلاش سايت‌هاي زنجيره‌اي و بعضي روزنامه‌ها برای هجمه به دولت از طریق مرتبط ساختن انتشار مطالب وی به حمایتهای همسرش (دکتر الهام) تأكيد كرد: «بسيار عجيب است فمينيست‌هايي كه صحبت از ورود زن به مجلس خبرگان و رئيس‌جمهور شدن او مي‌كنند و اگر بتوانند زن را پيامبر بعد از رسول خاتم هم مي‌نامند، اينگونه اظهارنظرهاي يك زن مستقل با سوابق مطبوعاتی وسیاسی روشن و آشکار را برنمي‌تابند و سعي مي‌كنند او را به هر نحوی  وابسته به محفلي خاص و سوء‌استفاده‌گر از رانت همسرش معرفي كنند.»

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت   توسط آرش   | 

به نام خدا

با سلام

کلی مطلب نوشتم همش پرید

در پست قبلیم مطلبی از حاج رضا در خصوص آقای شریعتمداری آوردم امروز سرمقاله خوبی از شریعتمداری در خصوص آقای خاتمی دیدم حقیقتا جالب بود آفتاب آمد دلیل آفتاب

کم کم خاتمی آن روی سکه را نمایش می دهد یه روزی همه می فهمند پشت این همه  جامعه مدنی گفتنها در مقابل جامعه مدینه النبی چه چیزهایی نهفته بود  کلی زحمت کشیده شد تا به دنیا بفهمانیم این هلوکاست یک دروغ بزرگ من درآوردی دولتهای استعمارگر برای ایجاد اسرائیل بزرگ است این بنده خدا می ره آمریکا می گه هلوکاست یک واقعیت است !!!!!! امام فریاد زد امریکا شیطان بزرگ است ایشان ..... امام هرگز رژیم صهیونیستی را حکومتی مشروع و قانونی ندانست ایشان قائل به دو کشور فلسطین و اسرائیل است یعنی تایید رژیم صهیونیستی  خودتون مقاله شریعتمداری رو بخونید

 


آقاي خاتمي از كدام كيسه خرج مي كند؟! ( يادداشت روز )

جرج بوش كه- به گفته خود- شخصاً با ويزاي ورود آقاي خاتمي به آمريكا موافقت كرده است در مصاحبه با روزنامه «وال استريت ژورنال» انگيزه خويش از صدور ويزا براي رئيس جمهور سابق ايران را اينگونه توضيح مي دهد؛ «مايل بودم درباره ايران سخناني غير از سخنان احمدي نژاد بشنوم...»
بايد صادقانه اعتراف كرد كه اين آرزوي بوش تا اندازه اي كه او و دارودسته اش را خشنود كند، برآورده شده و از آقاي خاتمي - همانگونه كه آرزو داشت- سخناني متفاوت و در مواردي متناقض با سخنان احمدي نژاد شنيده است و از آنجا كه بخش قابل توجهي از مواضع آقاي احمدي نژاد، ترجمان نظرات حضرت امام(ره) است مي توان حدس زد كه خشنودي بوش از برخي اظهارات آقاي خاتمي خيلي بيشتر از آن است كه هيئت حاكمه آمريكا انتظار داشتند... و در اين باره گفتني هايي هست؛
1- آقاي خاتمي اگرچه در سخنراني ها و مصاحبه هاي پي درپي خود در آمريكا، از برخي مواضع نظام و انقلاب دفاع كرده است ولي مروري گذرا بر اظهاراتي كه ايشان در نفي نظرات صريح حضرت امام(ره) و مواضع منطقي و استقلال طلبانه مردم ايران داشته اند، به هيچ زبان و قلم خداجوي و مردم دوستي اجازه چرخش در تقدير از آنچه آقاي خاتمي به عنوان دفاع از برخي مواضع نظام و انقلاب بيان داشته، نمي دهد. چرا كه وقتي جناب خاتمي اساسي ترين و بنيادي ترين مواضع تعريف شده امام راحل(ره) را نفي مي كند، تقدير از برخي اظهارات مثبت ايشان، ماجراي «نقش ايوان» بر خانه اي است كه جناب خاتمي در نگاه دور از انصاف و البته خيال پردازانه خود، آن را از بيخ و بن، «ويران» به تصوير كشيده است!
شرح اين ماجرا، هرچند مفصل و مصداق «مثنوي هفتاد من كاغذ» است ولي از ميان آن همه اظهارات سؤال برانگيز، به بازگو كردن چند نمونه بسنده مي كنيم... بخوانيد؛
2- خبرنگار روزنامه واشنگتن پست از آقاي خاتمي مي پرسد: «اين نخستين سفر شما به واشنگتن است، نظرتان درباره كشوري كه شيطان بزرگ خوانده شده است چيست؟» و آقاي خاتمي پاسخ مي دهد؛ «من هرگز نمي گويم شيطان بزرگ!»... و بلافاصله تناقض ميان اظهارات خود با نظر صريح حضرت امام(ره) را به نفع خويش! پر كرده و مي گويد «حتي امام خميني(ره) كه اين عبارت از ايشان است به سياست هاي آمريكا اشاره داشتند نه مردم آمريكا يا خود آمريكا كه كشوري بزرگ و پهناور است»!
بايد از آقاي خاتمي پرسيد؛ يعني حضرت امام(ره) به اندازه جنابعالي- نستجيربالله- درك سياسي نداشتند؟! و يا به اندازه شما از توان لازم براي بيان مقصود خويش برخوردار نبودند؟!
كودكان دبستاني هم مي دانند كه منظور حضرت امام(ره) از «شيطان بزرگ»، مردم آمريكا نبوده است و ايشان وجود كشوري به نام آمريكا را هم نفي نفرموده اند، بلكه با توجه به ساختار حاكميت در اين كشور، آمريكا را «شيطان بزرگ» ناميده اند و همواره نيز بر همين واژه با همين صورت تاكيد ورزيده اند. بنابراين حضرتعالي با كدام منطق عقلي و توجيه قابل قبول، نظر حضرت امام را نه فقط «نفي» بلكه تحريف هم مي كنيد؟! امام راحل(ره) آمريكا را يك قدرت استكباري، زورگو، غارتگر، ضد بشر و دشمن انسانيت و در يك كلمه «شيطان بزرگ» مي ناميدند و معلوم است كه مقصود از اين واژه نمي تواند سياست هاي اين يا آن دولت در آمريكا باشد، بلكه ساختار حاكميت در آمريكا را شامل مي شود و ربطي به دولت هاي ريگان و كلينتون و بوش و كارتر ندارد. گفتني است كه آقاي خاتمي در يكي از اظهارات خويش از كارتر به عنوان «شخصيتي كه گذشته و جايگاهش در راه مبارزه با فقر و كاهش تنش صرف شده» ياد كرده اند!
3- آقاي خاتمي برخلاف نظر صريح حضرت امام(ره) و سياست منطقي و علمي جمهوري اسلامي ايران، در يكي از مصاحبه هاي خود موجوديت اسرائيل را به رسميت شمرده اند.
خبرنگاري از ايشان مي پرسد: «آيا شما تشكيل دو كشور براي حل مسئله فلسطين و اسرائيل را مي پذيريد؟» و آقاي خاتمي در پاسخ مي گويد «مخالفت من با اسرائيل مسئله اخلاقي است، راه حل صلح آميز براي مسئله فلسطين، شناسايي حقوق فلسطيني هاست.» و خبرنگار مي پرسد: «و ايجاد كشوري فلسطيني در كنار اسرائيل؟» و خاتمي پاسخ مي دهد «آري...»
بايد از آقاي خاتمي پرسيد؛ حضرتعالي با كدام منطق علمي، حقوقي و قانوني موجوديت اسرائيل را تائيد مي كنيد؟
اگر دليل و توجيه منطقي و علمي نداريد- كه نداريد- حداقل ادعاي پيروي از امام(ره) و دلبستگي به جمهوري اسلامي ايران كه داريد. بنابراين چرا با نظر صريح حضرت امام(ره) كه اسرائيل را يك غده سرطاني دانسته و خواستار محو آن از جغرافياي سياسي منطقه بوده اند مخالفت مي ورزيد؟ در سياست اعلام شده جمهوري اسلامي ايران كه برگرفته از نگاه علمي و حقوقي امام(ره) است نيز موجوديت اسرائيل نفي شده است،... پس شما چرا؟!... شما كه 8 سال متوالي رئيس جمهور همين نظام بوده ايد، آيا در آن هنگام نيز همين نظر و ديدگاه را داشته ايد؟
و اما، از سوي ديگر، مگر آقاي خاتمي فراموش كرده اند كه شعار مردم سالاري ايشان همه جا و همه وقت برفراز بود؟ مگر دولت حماس با رأي مردم فلسطين انتخاب نشده است و مگر اين دولت به خاطر آن كه حاضر نيست اسرائيل را به رسميت بشناسد، تحت شديدترين فشارها قرار ندارد؟ بنابراين اگر جناب آقاي خاتمي به شعار مردم سالاري خود اعتقاد دارند- كه انشاءالله داشته باشند - چرا با رأي و نظر صريح مردم مظلوم فلسطين مخالفت مي ورزند و - با عرض پوزش- ديدگاه صهيونيست ها را تبليغ مي فرمايند؟!
4- رئيس جمهور سابق ايران در مصاحبه خود با يك روزنامه آمريكايي از افسانه دروغين هولوكاست با عنوان «يك واقعيت مطلق تاريخي»! ياد مي كند و كمترين توضيحي نمي دهد كه نظر ايشان از كدام تحقيق تاريخي، كاوش علمي و... برخاسته است؟ اظهارنظر بي پايه و غيرعلمي آقاي خاتمي در حالي است كه بسياري از محققان برجسته اروپايي و آمريكايي با تحقيقات جامع و علمي خود ثابت كرده اند «هولوكاست» فقط يك افسانه است كه صهيونيست ها و آژانس بين المللي يهود با حمايت آمريكا و چند كشور اروپايي جعل كرده اند. تمامي محققان غربي- بدون استثناء- كه تحقيقات علمي و مستند آنان به نفي هولوكاست منجر شده بود در كشورهاي اروپايي به دادگاه كشيده شده و محاكمه و محكوم شده اند! بنابراين معلوم نيست آقاي خاتمي با كدام پشتوانه علمي و منطقي از اين افسانه به عنوان «يك واقعيت مطلق تاريخي»! ياد كرده است. آيا تحقيقات دانشمندان بلندآوازه اي نظير «روبر فوريسون»، «روژه گارودي»، «كريستوفرسون»، «ايروينگ» و ده ها دانشمند ديگر درباره دروغ بودن هولوكاست به گوش آقاي خاتمي نخورده است؟ اگر پاسخ منفي است كه بايد پرسيد چرا سخن غيرعلمي بر زبان مي آورند و اگر پاسخ مثبت است و ايشان از تحقيقات ياد شده باخبرند پرسش اين است كه چرا ميان نظر علمي و مستند دانشمندان اروپايي و ديدگاه جعلي سياستمداران اسرائيلي، نظر اسرائيلي ها را ترجيح داده اند؟! آيا عجيب نيست؟!
... بگذريم از اين كه در چالش اخير جهان اسلام با آمريكا و اسرائيل درباره هولوكاست آقاي خاتمي ناخود آگاه به طرفداري از اردوگاه مشترك آمريكا و اسرائيل برخاسته اند؟! انشاءالله رويكرد مردم به دولت اصولگرا و عدالت خواه احمدي نژاد باعث نشده باشد كه آقاي خاتمي در اعتراض به انتخاب مردم، جانب دوست رها كرده و خداي نخواسته، به خشم يا سياست بازي از افسانه پردازي دشمنان تابلودار مردم ايران حمايت كند!
5- آقاي خاتمي در پاسخ به اين سؤال كه؛ نظر شما درباره عقب نشيني نيروهاي آمريكايي از عراق چيست؟ مي گويد «اشغال عراق بايد هرچه سريعتر خاتمه يابد» و بلافاصله مي افزايد «اما به باور من نمي توان اين دولت دموكراتيك نوپا را در دستان تروريست ها، شورشيان و جويندگان خشونت رها كرد»! همانگونه كه ملاحظه مي كنيد جناب خاتمي از ادامه حضور اشغالگران آمريكايي در عراق حمايت مي فرمايند! و اين پرسش منطقي و مردمي را بي پاسخ مي گذارند كه مگر اشغالگران آمريكايي براي ايجاد امنيت و دموكراسي به عراق حمله كرده اند كه ادامه حضور آنان ضروري باشد؟! آقاي خاتمي در اين بخش از اظهارات خود نيز آشكارا به جانبداري از بوش برمي خيزد و تاييد مي كند كه اولا؛ هدف بوش از حمله به عراق- همانگونه كه خود او ادعا مي كند- گسترش دموكراسي در اين كشور بوده است؟ و ثانيا؛ عامل ناامني عراق و قتل عام مردم بي پناه و مظلوم اين كشور، شورشيان مخالف اشغالگري آمريكا هستند! و ثالثا؛ براي مقابله با اين شورشيان، ادامه اشغال عراق از سوي آمريكا ضروري است!! اين همه در حالي است كه همان دولت دموكراتيك عراق خواستار پايان اشغال عراق است. بنابراين اگر آقاي خاتمي به دموكراسي اعتقاد دارند و دولت عراق را برخاسته از راي مردم مي دانند چرا باز هم مانند ماجراي فلسطين ميان خواست مردم عراق و خواسته زورگويانه اشغالگران آمريكايي و انگليسي، حمايت از خواست اشغالگران را ترجيح داده اند؟!، هر چند به تلويح!
6- برشمردن اظهارات سؤال برانگيز آقاي خاتمي در مخالفت با نظرات صريح حضرت امام (ره) و همراهي آشكار ايشان با دشمنان تابلودار ملت هاي مسلمان، از جمله حمايت وي از سياست هاي آمريكا و اسرائيل و... به درازا مي كشد و بيرون از محدوده اين نوشته محدود است كه به همين اندازه بسنده مي كنيم، اما...
7- ممكن است آقاي خاتمي ادعا كند به عنوان يك فرد مستقل حق دارد ديدگاه ها و نظرات خويش را آزادانه مطرح كند! هرچند كه اين ديدگاه ها مخالف نظر صريح امام و در تاييد سياست هاي آمريكا و اسرائيل باشد!!... كه هست. در اين باره بايد- با عرض پوزش- خطاب به آقاي خاتمي گفت؛ شخصيت حقيقي حضرتعالي براي بوش و دار و دسته اش، ارزش و اهميتي بيشتر از يك شهروند معمولي ندارد و شما در كيسه شخصي خويش متاع درخور اهميتي نداشته ايد كه در اين سفر به حمايت- انشاءالله ناخواسته- از سياست هاي آمريكا و اسرائيل و در مخالفت صريح با نظرات حضرت امام (ره)، هزينه كنيد؟! اهميت شما براي آمريكا به خاطر رياست جمهوري هشت ساله جنابعالي در ايران اسلامي است و اگر غير از اين بود، به يقين بوش و دار و دسته اش براي فريب حضرتعالي كمترين زحمتي به خود نمي دادند. چرا...؟! پاسخ روشن است...
جناب آقاي خاتمي در اين سفر، شخصيت حقوقي خود به عنوان رئيس جمهور سابق ايران اسلامي را كه متعلق به مردم است، سخاوتمندانه! خرج كرده اند و اين ضمن آن كه از سوابق انقلابي ايشان بعيد و غيرمنتظره بود، بدون كمترين ترديدي يك رانت خواري سياسي است و مذموم و ناپسند... كه فعلا مي گذاريم و مي گذريم با اين اميد كه آقاي خاتمي به خود آيند و ضمن توبه در پيشگاه خداي سبحان، از مردم مظلوم و شريف ايران نيز عذرخواهي كنند و اين كمترين انتظار منطقي، شرعي و حقوقي از ايشان است.
8- مدتي قبل يكي از خواهران انقلابي و دلسوخته عليه آقاي خاتمي اظهارات ناپسندي داشت كه كيهان نيز اين اظهارات را غيرمنصفانه دانسته و به آن اعتراض كرد و در همان حال بسياري از گروه هاي مدعي اصلاحات با همه توان خود به حمايت از خاتمي برخاسته و خانم رجبي را به باد انتقاد گرفتند. اما تمامي آنان در برابر اظهارات آقاي خاتمي كه فقط چند نمونه از آن مورد اشاره قرار گرفت سكوت كرده اند!... چرا؟!
به عقيده نگارنده از برخي گروه هاي مدعي اصلاحات هيچ انتظاري نيست ولي از افراد و جمعيت هايي نظير مجمع روحانيون مبارز و شماري از شخصيت هاي ديگر مدعي خط امام تعجب آور است كه چرا در مقابل مخالفت هاي آشكار آقاي خاتمي با نظرات صريح حضرت امام (ره) و حمايت هاي غيرمنطقي ايشان از برخي سياست هاي آمريكا و اسرائيل سكوت اختيار كرده اند؟ آيا خداي نخواسته در نگاه اين آقايان، اهانت خانم رجبي به آقاي خاتمي غيرقابل تحمل است ولي تعريض صريح آقاي خاتمي به امام (ره) قابل اغماض است؟!... آن خواهر كه همگان به دلسوختگي او اذعان دارند و اهانتش به آقاي خاتمي را مذموم و ناپسند مي شمارند- و حق هم دارند- در يادداشت خود- و البته به خيال واهي خويش - از خاستگاه نظرات امام و انقلاب به آقاي خاتمي اهانت كرده بود، اما آقاي خاتمي برخي از نظرات خود حضرت امام را نفي كرده و از سياست هاي دشمنان امام و انقلاب- هرچند ناخودگاه و به تلويح- حمايت كرده است... انصاف بدهيد، كداميك بيشتر قابل انتقاد و اعتراض است؟! و آيا ميان اظهار نظر خانم رجبي عليه آقاي خاتمي و اظهارات آقاي خاتمي در نفي نظرات حضرت امام (ره) تفاوت از زمين تا آسمان نيست.
حسين شريعتمداري

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت   توسط آرش   | 

به نام خدا

با سلام

        مطلب فوق را از وبلاگ برادر انقلابیم حاج رضاگرفته ام براستی خانم فاطمه رجبی به منطقه ممنوعه من درآوردی بعضی از مسئولین منحرف از اصول انقلاب وارد شده است آنها تلاش کردند صدای دکتر عباسی را خاموش کنند فریاد خانم رجبی در آمد امروز سعی می کنند فریاد رجبی را خاموش کنند اما فردا چگونه می توانند فریاد میلیونها انقلابی و عدالتخواه را خاموش کنند

با سلام

ضمن تبریک ولادت با سعادت یگانه منجی عالم بشریت آن عدالتخواه حقیقی جهان مهدی موعود به پیروان واقعیش .

 اللهم صل علي محمد وآل محمد وعجل فرجهم.
سلام بر تو اي پاک پاکان
سلام بر تو اي فرزند والامقام فاطمه زهرا سلام الله عليها
سلام ودرود خدا بر تو باد اي مهدي جان
ميلاد با سعادت نور الهي امام مهدي عج بر شما وهمه ره روان آن بزرگوار مبارک باد
بار الهي تو را سوگندت ميدهم به عظمت چهارده معصوم.خدايا تو را سوگندت ميدهم به عظمت و جلال امام زمان ع .مشگل همه مومنين را بر طرف بنما اي معبود من.
جانم فدايت يا زهراي مظلوم.

آقای شريعتمداری انصاف داشته باشيد

یک هفته ای بعد از مدتهای مدید به سفری تقریبا دیدنی به مناطق مختلف استان گیلان و آذربایجان غربی و شرقی رفتم تقریبا هر روز در حال حرکت بودیم زیبایی سرزمینم ایران مثال زدنیست و در این مدت از نعمت دیدن تلویزیون و شنیدن اخبار محروم بودم تنها در تبریز روزنامه کیهانی خریدم و چشمم به مقاله جناب شریعتمداری سرپرست روزنامه کیهان در مورد خانم فاطمه رجبی خورد در تبریز برای مدت نیم ساعتی هم در یک کافی نت به اینترنت وصل شدم و در سایت بازتاب نیز مقاله اقای شریعتمداری را دیدم بواقع خیلی دلم برای عدالتخواهان این سرزمین سوخت نه تنها برای فاطمه رجبی،بلکه  برای همه کسانی که بدور از بازیهای سیاسی و جناح بندیهای خاص تنها به عشق عدالت و مردمشان فریاد عدالتخواهی سر می دهند جملات بسیار بی بدیلی از جناب شریعتمئاری دیدم اینکه چون خانم رجبی منتسب به جناب الهام است مورد اقبال قرار گرفته و در واقع از رانت فامیلی استفاده کرده است!!!!! و ایشان را نصیحت نموده که تند رویی نکند که عاقبت تند روی همچون حشمت الله طبرزدی شدن است نکته جالب اعتراف ایشان بر چاپ هفته نامه منتسب به طبرزدی در موسسه کیهان بود  و دیگر اینکه از فحوای کلام و نوشته ایشان این منظور برداشت می شود اگر می خواهید عدالتخواه باشید همان روشی را پی بگیرید که ما گرفته ایم !!!! اما سخن ما اول از همه به جناب شریعتمداری عرض می کنم جناب شریعتمداری به نظر ما شما سخت اشتباه می کنید در زمان طبرزدی بازهم شما اشتباه کردید همان زمان که ذوق زده بودید و از طبرزدی تعریف و تمجید می کردید در بین نیروهای ارزشی انقلاب طبرزدی به خاطر افراطی گری چه در راست روی و چه چپ روی مورد نقد شدید بود یادم می آید در روزهای اقبال طبرزدی وی در روزنامه اولین بار از مقام معظم رهبری با عنوان امام و از جناب هاشمی با عنوان حضرت آیت الله نام بردند همین برای خیلی ازنیروهای انقلابی جای تامل زیادی در شخصیت ریاکارانه او ایجاد کرده بود بعد هم افراط در چپ روی و نهایتا تبدیل شدن به یک سلطنت طلب تمام عیار قبول بفرمایید شما در ساخت و تبلیغ این فرد نفوذی دشمن نقش بسزایی داشتید اما در خصوص خانم رجبی بنده نه ایشان را دیده ام ونه قبلا مقالات ایشان را می خواندم اما در چند مقاله مطرحش واقعیت عریان این انقلاب و بعضا رهبران بی کفایتش برای من و امثال بنده یک حقیقت آشکار بود که آشکارتر مطرح شده بود چیزی که شما تلاش می کنید صدهها بار ضعیف تر مطرح کنید که نه سیخ بسوزد نه کباب حقیقت این انقلاب این است که بعضی از رهبران این کشور همانها که خانم رجبی نام بردند از مسیر حقیقی انقلاب فرسنگها دور شده اند ومتاسفانه امثال حضرتعالی وروزنامه شما تنها تلاش می کنید با موضوعات انحرافی مسیر عدالتخواهی ملت را منحرف کنید اگر این رهبران خوب بودند چرا سرمایه داری لجام گسیخته در این کشور رشد پیدا کرده است امثال ثابت سرمایه دار مشهور به فراموسیونری ومالک بسیاری مراکز در کیش اجازه می یابند در ایران هر چه می خواهند بکنند آقای شریعتمداری انصاف داشته باشید شما بیشتر از رانت استفاده کرده اید یا خانم رجبی ؟ مقاله جالب دیگری هم در بازتاب از جناب احمدی نماینده ممسنی دیدم البته او حرفهای تازه ای نمی زد اما بر اساس سناریویی خفه کردن انقلابیون حقیقی بعد از ۱۵ خرداد در قم و نامه اکثریت مجلس به قوه قضاییه برای خفه کردن انقلابیون است اواز قوه قضاییه خواسته است کسانی که با این ادبیات با هاشمی و خاتمی صحبت می کنند برخورد کند ظاهرا ایشان یادشان رفته ما در کشوری زندگی می کنیم که برای اجرای عدالت صدهها هزار شهید داده ایم در این کشور هیچکس در هاله ای از قداست نیست مقام معظم رهبری به صراحت ذوب در ولایت را نفی کردند و این را ساخته و پرداخته ذهن مشوش اعلام نمودند البته به همین مظنون ، نامه برادر خانم رجبی نیز به همین منظور است همه در یک توطئه تصمیم دارند نه خانم رجبی را بلکه هر کس خواست از بزرگان خطا کار ومنحرف شده از اصول انقلاب سوالی کند در نطفه خفه شان کنند اما رهبر عزیزمان عدالتخواه حقیقی راه دیگری خلاف راه آنان برای ما رسم کرده است ما فرزندان خیبریم ما فرزندان فتح و حنینیم ما فرزندان  عملیاتهای بزرگ دفاع مقدسیم ما نجنگیدیم که آقایان در کاخها زندگی وفرزندانشان بر ما گردن افرازی کنند ما صدهها هزار شهید ندادیم که فاصله طبقاتی رواج پیدا کند و غنی غنی تر و فقیر فقیر تر شود ما از گدا پروری بیزاریم جناب شریعتمداری شما بجای عدالتخواهی با دیدن دردها و مرارتهای مردم و ظلمهای آشکار همین افراد که شما فقط برای خاموش کردن حرکت انقلابی هر چند وقت انتقادی کوچک از آنها می کنید به توجیح بی عدالتی در جامعه مشغولید بنده روزنامه خوان یک روزه شما نیستم من از زمانی که خودم را شناختم روزنامه شما را خوانده ام چه در زمان خود خاتمی وچه در زمان شما ، شما و خیلی از سیاستمداران در پیش مردم یک چیز می گویید و در خلوت خویش طور دیگری عمل می کنید من باور ندارم شما و خیلی های دیگر دور از رانت خواری ها زندگی بکنید هر چند وقت فردی مثل جزایری را علم می کنید آنهم او را به زندانی که همانند هتل است می فرستید و هر چند وقت برای مرهم درد مردم فریاد می کشید که چه شده است و چه نشده است اما بواقع همه انها بازی بیش نیست و کسانی که حامیان جزایریها هستند در حاشیه امنی که شما می سازید زندگی می کنند آقای شریعتمداری خدا را در نظر بگیرید اگر انقلاب به واقع انقلابی عمل می کرد امروز ویلاهای چند ده میلیاردی در اقصی نقاط کشور وجود داشت؟ آیا اگر انقلاب بواقع به مولایش علی ابن ابی طالب (ع) اقتدا می کرد و مال حرام را از کابین زنان حرام خوار بیرون می کشید اینهمه فقر وجود  داشت ؟ شما ما را از طبرزدی شدن نترسانید شما بترسید از عمروعاص شدن از طلحه و زبیر شدن از ایجاد جنگ جمل آقای شریعتمداری صدای عباسی را خاموش کردید صدای رجبی بلند شد صدای رجبی را خاموش کنید صدای صدها وهزاران و میلیونها انقلابی عدالتخواه را چگونه خاموش خواهید کرد تنها می توانم بگویم کاش انقلاب ما انقلابی عمل می کرد نه برای مردم عادی و نه برای تنها منافقین جنایتکار بلکه برای همه برای مسئولین خطا کار برای روحانیونی که به مولایشان اقتدا نکرده اند امروز خرمها امروز مهاجرانی ها و هزاران مسئول خطا کار دیگر به یمن رابطه های سابق در حاشیه امن قرار دارند اما نماینده های بسیار حساس ما برای سوال نکردن از بعضی به اصطلاح رهبران و ذخیره های انقلاب نامه های تهدید آمیز می دهند آقای شریعتمداری انصاف داشته باشید آیا شما در حال ساخت مدینه فاضله هستید یا .....؟

از وبلاگ یهود شناخت

آقای خاتمی ورژیم صهیونیستی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت   توسط آرش   |