به نام خدا
تبریک به هوشیاری ملت تبریک به فهم ملت تبریک به عدالتخواهی و انقلابی گری این ملت
بازهم ملت قهرمان و شجاع ایران در انتخاباتی حماسی مردی از جنس خودشان را انتخاب کردند و در این میان آنها که مدعی قانون مداری و راستگویی !!! بودند با جرزنی با تمام امکانات نظارتی که بر آرا داشتند ناجوانمردانه مدعی تقلب در انتخابات می شوند آنها رای مردم را باور نمی کنند !! آنها تنها خودشان را می بینند اما مردم رای خود را دادند و آنها مایوس از همه نیرنگها و دروغها و تهمتهایی که زدند امروز در عزا و ماتم زانوی غم نرسیدن به قدرت را در بغل گرفته اند.و امروز مردی از جنس مردم رئیس جمهور ایران شده است.

مفسدان در محاق
(وطن امروز)
مقابله با مفسدان اقتصادی تبدیل به آرزویی دست نیافتنی شده بود و مردم آن را به مثابه رویایی میپنداشتند که هیچگاه محقق نخواهد شد. رویایی که مافیای قدرت و ثروت و تزویر بزرگترین مانع در راه احقاق آن محسوب میشدند. هرچند مردم آگاه ایران اسلامی به محک عقل، سره را از ناسره و مفسد را از مصلح تمیز میدادند و همواره کین آنان را در دل داشته و بارها عیان کرده بودند اما در حسرت فرا رسیدن روزی که ابرمردی آنها را عیانا افشا کند، میسوختند. اما رئیسجمهور چندی پیش، وعده خود را جامه عمل پوشاند و برخی از حلقههای مافیای اقتصادی در کشور را در رسانه ملی رسوا کرد تا بسیاری از دلسوزان انقلاب را امیدوار و عدالتخواهان را دلشاد کند.
تردیدی نیست که اقدام مسیح گونه احمدینژاد، جانی تازه به انقلاب و آرمانهای امام راحل (ره) بخشید و مردم فهمیدند که انقلاب نه مأمن و مفر مفسدان، که محاق آنهاست. اگر به فرض محال (فرض محال، محال نیست) تنها ثمره اقدام احمدینژاد ایجاد رعب و وحشت در دل مفسدان و آنان که به بیتالمال مسلمین چشم طمع دوختهاند، باشد و دست آنان را در مسیر دراز شدن به سوی بیتالمال بلرزاند، کفایت خواهد کرد. اقدام جسورانه رئیسجمهور در شرایطی انجام شد که در این سالها به رغم صدور فرمان 8 مادهای مقام معظم رهبری در اردیبهشت 1380 کمترین تحرکی در اینباره دیده نمیشد و در این مدت همه و همه خار در چشم و استخوان در گلو انتظار کسی را میکشیدند که ابوذروار استخوان شتر را بر سر مفسدان خرد کند و حق ملت بستاند.
با این همه و پس از برآورده شدن حاجت دل دلسوزان اسلام و انقلاب عدهای فریاد وااسلاما سر دادهاند و با توسل به برخی استدلالهای سخیف این اقدام شجاعانه را زیر سوال میبرند. بعضی دایه دلسوزتر از مادر شده و مدعیاند که زیر سوال بردن منتسبان رهبری سبب تضعیف نظام خواهد شد! حال آنکه مقام معظم رهبری در بند 7 فرمان 8 مادهای خود خطاب به سران سه قوه میفرمایند:
«در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضى دیده شود. هیچکس و هیچ نهاد و دستگاهى نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهادى نمیتواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسؤولان کشور، خود را از حساب کشى معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد».
برخی دیگر نیز در قامت علما ظاهر شده و ریختن آبروی این دست افراد را حرام و قبیح دانستهاند. حال آنکه بررسی سیره امیر مومنان (ع) خلاف این موضوع را اثبات میکند. حضرت امیر (ع) بارها و بارها بر ریختن آبروی این دست افراد تأکید میکنند. معروف است که به آن حضرت خبر رسید «ابن هرمه»، مأمور حکومتی ناظر بر بازار اهواز، مرتکب خیانتی شده است. امام علیهالسلام پس از اطلاع، به فرماندار خود در اهواز چنین نوشت: «هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار دار و او را به مردم معرفی کن و به زندانش بیفکن و آبرویش را بریز و به همه بخشهای تابع اهواز بنویس که من _علی(ع)_چنین عقوبتی برای او معین کردهام».
حضرت ادامه میدهند: «مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی، که نزد خدا خوار میشوی و من به زشتترین صورت ممکن تو را از کار بر کنار میکنم و خدا آن روز را نیاورد. چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و ۳۵ تازیانه بزن و او را در بازار بگردان... دوباره او را خوار و سرافکنده و بیآبرو به زندان بازگردان و پاهایش را در بند بگذار و تنها برای نماز باز کن...». حضرت در ادامه نامه خویش میفرمایند: «مگذار ملاقاتی داشته باشد، تا مبادا راه پاسخگویی به محاکمه را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند و اگر دانستی که کسی چیزی(عذری) به او آموخته است که به مسلمانی زیانی میرساند، او را نیز تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند. شبها زندانیان را به فضای باز بیاور تا تفریح کنند، جز ابن هرمه! مگر بترسی که بمیرد... اگر دیدی هنوز طاقت تازیانه خوردن دارد، پس از ۳۰ روز، ۳۵ تازیانه دیگر- به جز ۳۵ تازیانه نخستین- به او بزن».
حضرت امیر (ع) در جایی دیگر خطاب به مالک اشتر میفرمایند: خواه ناخواه حاکمی که مسؤولیتی را میپذیرد، دوستان و خویشاوندانی دارد. اینان کمکم گمان میکنند با بقیه مردم فرق دارند. ایشان میفرمایند: این ذهنیت به طور طبیعی در انسانهایی که تربیت نشدهاند، وجود دارد. مراقب این رفتارها باش، هیچ کاری که زحمت آن به دوش مردم و منافع آن برای نزدیکان تو باشد، انجام مده. در حقوق عمومی که همه مردم در آن مساوی هستند، مراقب باش که خود و نزدیکانت را بر بقیه مردم مقدم نشماری.
حضرت در جایی دیگر میفرمایند: «پارتیبازی و باندبازی و تبارگرایی در حکومت، محاربه با دین است» و کیست که حکم محارب را در اسلام نداند؟
امام حسن(ع) نیز میفرمایند: «وظیفه مردم است که اگر دیدند حاکمان به حقالله و حقالناس، درست عمل نمیکنند، صدایشان را بلند کنند و در برابر مسؤولان حکومت بایستند».
آیا با این تفاسیر تردیدی در درستی اقدام انقلابی رئیس جمهور باقی میماند؟ آیا غیر از این برداشت میشود که ریختن آبروی چنین فردی نه تنها حرام نیست که شرعا واجب است؟
آیا افشای نام آنان که از بیتالمال مسلمین پشتهها انباشته و ثروتهای کلانشان از حد، فزون شده و قصرهای چند صد متری و بلکه چند هزارمتری ساخته یا به ثمن بخس خریدهاند و فرزندانشان خود را مهتران و ملت را کهتران میدانند، تضعیف نظام است؟ به راستی مگر نه آنکه نظام نه به فرد، که به آرمانها و ارزشهایش زنده و پا برجاست؟
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت مولانا امیرالمومنین عليه السلام.

